تبليغاتX
خـوشـنویــس
خـوشـنویــس
فقط کفش میداند که جوراب سوراخ است یا نه!

-----------

 اینکه من دست خالی به سوی مردم دراز کنم و کسی چیزی در آن نگذارد بدبختی نیست.

 بدبختی این است که من دست پر به سمت مردم دراز کنم و کسی چیزی از آن برنگیرد

-----------

 درختان بارور خم می شوند و مردان بزرگ متواضع میگردند،

اما شاخه های خشک و مردم نادان می شکنند وخم نمی شوند.                                                                                                                          ضرب المثل سانسکریت

 ----------- 

ما نمی توانیم دیروز را تغییر دهیم ولی می توانیم فردایمان را با امروز بسازیم

 -----------

برای انسان تیره بخت، مرگ تخفیف در مجازات زندان زندگی است . الکساندر چیس

-----------
اگر شغلی داری كه هیچ سختی در آن نیست پس بدان كه اصلاً شغل نداری. ماكلوم اس فوربس

 من در جهان یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام        ناپلئون

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 توسط مهدی |
تنها و روی ساحل
 مردی به راه می گذرد
نزدیک پای او
 دریا همه صدا
 شب ‚ گیج درتلاطم امواج
 باد هراس پیکر
رو میکند به ساحل و درچشم های مرد
نقش خطر را پر رنگ میکند
 انگار
 هی می زند که : مرد! کجا میروی کجا ؟
 و مرد می رود به ره خویش
 و باد سرگردان
هی می زند دوباره : کجا می روی؟
و مرد می رود و باد همچنان
امواج ‚ بی امان
 از راه می رسند
لبریز از غرور تهاجم
موجی پر از نهیب
ره می کشد به ساحل و می بلعد
یک سایه را که برده شب از پیکرش شکیب
 دریا همه صدا
شب گیج در تلاطم امواج
باد هراس پیکر
 رو میکند به ساحل و .....
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم مرداد 1388 توسط مهدی |
[جهان را می توان دو گونه دید:

سر شار از صلح و صفا و دوستی و یا پر از خشنونت و ستیزه و دشنی .

این است دوگانگی نیک و بد جهان .

----------

انسانها موجودات فراموشکاری هستند.

از میان چیزهای بسیاری که به آنها گفته می شود ,تنها بخش اندکی را به خاطر می سپارند

و ذهن را بر آن متمرکز می کنند.

----------

وجود شک در زندگیتان مانند داشتن یک خیانتکار در زندگی است.

شک خائن است زیرا از محدودیت ها و کمبود ها جهت تاثیر گذاشتن بر زندگی شما استفاده میکند.

----------

اولین قدم برای ایجاد تغییر آن است که ببینیم که واقعا چه می خواهیم " و در نتیجه هدفی را در نظر

بگیریم و به سوی آن حرکت کنیم

---------

ص-121 ص- 69 ص-116 ص 84

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هشتم تیر 1388 توسط مهدی |
 

در آسمان آبی دلم، جایی برای ابرها نیست

مادرم! دعایم کن که با دعایت، دلم خانه دردها نیست

-----------

زن هستی ساز و نظم ده و مهر گستر است ســـــــــــرچشمهء محبت و الطاف داور است بهر صفا و لطف خـــــــــــدا عشق مظهر است بعد از خـــــــدا به سجده بوَد زآنکه مادر است

-----------

می دونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟
روز مادر طلا فروشی ها شلوغ می شه
اما روز پدر جوراب فروشی ها ..
می دونی شباهشتون چیه ؟
پول هر دو از جیب بابا می ره

-----------

مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد.
 

--- --------- --------  روز مادر به تمام مادران عزیز تبریک می گویم.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 توسط مهدی |
I love my EYES when u look into them,

I love my NAME when u say it,

I love my HEART when u love it,

I love my LIFE when u are in it.

چشامو وقتی تو بهشون نگاه میکنی دوست دارم،

اسممو وقتی دوست دارم که تو صداش میکنی،

قلبمو وقتی دوست دارم که تو دوسش داشته باشی،

زندگیم رو وقتی دوست دارم که تو توش هستی.....

 

My heart is made 2 luv u, my lips are made 2 kis u, my eyes r made 2 c u, my

hands r made 2 hold u, evry part of me wants u, bcoz i was made just 4 u!!

قلبم برای دوست داشتن تو ، لبام برای بوسیدن تو ، چشام برای دیدن تو و دستام برای نگه داشتن تو بوجود اومدن؛ چون من فقط بخاطر تو ساخته شدم!!!!

 

5 greatest words : I dun wana los U.

4 pleasant words : I care for U.

3 sweet words : I admire U.

2 wonderful words : miss U.

1 most important word : YOU

5 تا از بزرگترین کلمات : من نمیخوام از دستت بدم.

4 تا از دوست داشتنی ترین کلمات : تو برام مهم هستی.

3 تا کلمه ی شیرین : تورو تحسین میکنم.

2 تا کلمه ی شگفت انگیز : دلتنگت هستم.

1 کلمه که از همه مهمتره : "تو"

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم خرداد 1388 توسط مهدی |

نحوی و کشتیبان

شخصی که علم نحو را خوب می دانست در کشتی نشست .

از روی غرور به هرکسی می رسید، در مورد علم نحو با او بحث وگفتگ می کرد

در کشتی نیز رو به کشتیبان کرد و گفت :<< ای ناخدا ، ایا از علم نحو هیچ می دانی ؟>>

کشتیبان گفت : << نمی دانم >>

عالم خودخواه گفت :<< پس نیمی از عمر تو بر فنا و نابودی است! >>

کشتیبان دلشکسته شد .اما حرفی برای گفتن نداشت ، تا اینکه مدتی بعد ، دریا دچار طوفان

شد و کشتی در آستانه غرق شدن قرار گرفت.

در این هنگام کشتیبان رو به عالم کرد گفت :<< از علم شنا ، هیچ میدانی !؟>>

عالم گفت : << نمی دانم >>

کشتیبان بی درنگ گفت : << پس همه عمر تو بر فنا و نابودی است !! >>

------------                                                        حکایت نامه ص- 100

(( کسی که(نحو) می داند و (نحو) آن قسمت از دستور زبان عربی است

 که پیرامون وضع کلمات در جمله بحث می کند.))

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 توسط مهدی |
 هرکسی  قیمتی دارد

  فارسی

 زر، خرد را واله و شیدا کند                   خاصه مفلس را که خوش رسوا کند 

                                                                   ( مولوی )   * امثال و حکم ج-2 ص 904

 عربی

 کل شیء و ثمنه  

           هر چیزی بهائی دارد                                           * فرائد الادب – ص 836

 

انگلیسی

        فرهنگ ضرب المثلهای انگلیسی فارسی – ص  100              Every man has his price                                              

 -------------------------------------------------------------------------------------------------

 صداقت بهترین رویه است

 فارسی 

راست جو ، راست نگر ، راست گزین                        راست شو ، راست شنو ، راست نشین

                                                                                         مثلها و حکمتها ، ص 410

 عربی

 سبنی و اصدق

              ناسزایم بگو و راستگو باش .                                   * فرائد الادب – ص 830

 

انگلیسی

   فرهنگ ضرب المثلهای انگلیسی فارسی – ص  100        Honesty is the best policy           

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 توسط مهدی |
وزیر بهداشت در خصوص لوازم آرایشی با مارک تقلبی یوزارسیف هشدار داد

…………………………………….

هموطنان عزیز توجه کنند هرشبی که فرداش تعطیل بود شب جمعه نیست……

ستاد اصلاح الگوی مصرف

…………………………………….

دفترچه خاطرات غضنفر : خیلی فقیر بودیم ،هیچ پولی نداشتیم ، مادرم قادر به زاییدن من نبود ، خاله ام مرا زایید

…………………………………….

به یه غضنفر میگن چه وقت نه راه پس داری نه راه پیش؟؟؟؟میگه وقتی که روی اره نشسته ام

…………………………………….

حیف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه.
آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه هست.
حیف نون می گه: ببخشید… بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!

…………………………………….

 یوزارسیف بعد از فیلمبرداری به زلیخا :  هنوز هم سر حرفت هستی !!!؟

 

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 توسط مهدی |
 از مرز خوابم می گذشتم
سایه تاریک یک نیلوفر
 روی همه این ویرانه ها فرو افتاده بود
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد ؟
در پس درهای شیشه ای رویاها
در مرداب بی ته ایینه ها
 هر جا که من گوشه ای از خودم را مرده بود م
یک نیلوفر روییده بود
گویی او لحظه لحظه در تهی من می ریخت
و من در صدای شکفتن او
لحظه لحظه خودم را می مردم
بام ایوان فرو می ریزد
و ساقه نیلوفر بر گرد همه ستونها می پیچد
کدامین باد بی پروا
 دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد ؟
نیلوفر رویید
ساقه اش از ته خواب شفافم سر کشید
من به رویا بودم
سیلاب بیداری رسید
چشمانم را در ویرانه خوابم گشودم
نیلوفر به همه زندگی ام پیچیده بود
 در رگهایش من بودم که می دویدم
هستی اش درمن ریشه داشت
 همه من بود
کدامین باد بی پروا
 دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟

---------------------

ما که همسایه اشکیم ولی با دله تنگ، گر لبی خنده کند یاد شما می افتیم...

سلام به  تمام دوستای خوبم 

 تقربیا تا یک هفته ... خدا حافظ . 


 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط مهدی |

پدرم همیشه می‌گوید "این خارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده‌اند" البته من هم می‌خواهم درسم رابخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج می‌دانم.

تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برای همین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد. او می‌گوید "در خارج آدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند"
مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد... البته آن قسمت‌های بی‌تربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. اما در ایران هر آدم لاغر مردنی را می گذارند مدیر بشود. خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند. همین برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند.

ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامه‌های علمی آن را نگاه می‌کنیم. تازه من کانال‌های ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکایی‌ها بر خلاف ما آدم‌های خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل می‌کنند و بوس می‌کنند. اما در فیلم‌های ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم می‌نشینند. همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.

در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی‌شود و نخبه‌های علمی کشور مجبور می‌شوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش می‌شوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان می‌دهد که از یک خانواده‌ی کارگری بوده، اما تا می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم برق را اختراع می‌کند. پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شب‌ها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.

از نظر فرهنگی ما ایرانی‌ها خیلی بی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را هم کلاً تعطیل کرده‌ایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که در خارج جمعه‌ها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌های پسر همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است.
ما ایرانی‌ها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید "تو به خر گفته‌ای زکی". ولی خارجی‌ها تیز هوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می‌روند و آخرش هم بلد نیستند یک جمله‌ی ساده مثل
I lav u
بنویسند. واقعن جای تعسف دارد.

این بود انشای من

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 توسط مهدی |
Blog Skin